تبليغاتX
...گیوه های فرمالیته

...گیوه های فرمالیته

خوابم یا بیدارم .

روزها گذشت و این ثانیه ها بود که من را در این زندان نشاند و یکی را رها کرد . 

شاید باورمان نمی شد که روزی دستهایمان جدا شود . ولی انگار خدای وبلاگها خواست

که دستهای فکرمان از هم جدا شود . و در سمفونی این زندان تک نوازی کند.

 

پیوست / سادیسمی سلول ۴

دیگر فقط منم ...

 سلول ۷ آزاد شد ...

 


تا بعد ...

+ نوشته شده در 86/12/04 23 توسط |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

خوب داد می زنم انگار
که حنجره ه ام کف آفتاب دیده شده
,...نه
,راستی یادم نبود
هوا
... ابری بود


گیوه های فرمالیته
ایمیل ما


پاتوق های ما

حسین پناهی
اینجا خودکار هامان مست اند ...
لیست پاتوق های ما


خاک خورده ها

اسفند 1386

آذر 1386
آبان 1386



رفقا

Niloofarestan
سیب سرخ
غمبرانه
دستمال کاغذی
ای ستاره باورت نمی شود ...
آواي كرك
خورشیدواره
قلب سبز من
ورود با کفش های سیاه ممنوع
اتهام به خود
سایه
تراسی در پشت پرده
ویارهای پسری آبستن
نامه هایی از تیمارستان
LiMoO درخشش ابدی ذهن یک
گلایه های کفر!!
مسافر
اندوه بی تو بودن
بازی سرنوشت
شکنجه
دست نوشته های یک شیزوفرن
کابوس واره
‌وحشـــىـــىـــی
بیف استراگانوف
SOUNDS OF SILENCE
سان شاین
کاکتوس شماره ی 6
سیگار و اسپرسو
کاکتوس سردسیری
چشمان کاملا بسته
گور پدر زندگی
کابوس تبعید
خاطرات یک مرد مرده
آبهای درخشان
احمقانه
سلاطین مرگ
.NeptuNe.
تراوشات یک ذهن بیمار
انسانی که شباهت دوری با خود داشت
سنگ کاغذ قیچی
کافه انتهای کوچه بن بست
سال های سگی
خل دیوونه
توالت عمومی
سیگاری
نون و پنیر
دختری که سلام نمی کند
Cloudy Eyes
من دچار لقا مصنوعی شدم
ناما جعفری
خزون نا اميدی
کاف شعر های اسکروجی
حتي اگر نگويم
عاشق شدن ضمانت تنها نشدن نیست
عطر بخار چای تازه
مرگ شیک
قلم هاي كاغذي
فصل سرد
مردی با کفشهای لنگه به لنگه
روانی